خانم شتی، یک فمینیست مستقل و قوی که در لندن زندگی میکند، تصمیم دارد برای همیشه مجرد بماند و به پیشرفت شغلی و آزادی شخصی خود اهمیت میدهد. در سوی دیگر، آقای پولیشتی اهل حیدرآباد در تلنگانا، هند، مردی با ارزشهای سنتی است که به دنبال یک رابطه متعهدانه و تشکیل خانواده است. به ظاهر، این دو در دنیاهای کاملاً متفاوت و در مراحل مخالف زندگی قرار دارند، اما طبیعتاً و بدون انتظار، مسیرهایشان با هم گره میخورد و داستان عاشقانهای جذاب، پر از تضادها، طنز و درک متقابل را رقم میزنند که مرزهای فرهنگی، اجتماعی و عاطفی را به چالش میکشد.


