در فیلم فرزندان، اوا هانسن، نگهبان زندان که عمیقاً به اصلاحپذیری انسانها باور دارد، با برگزاری دورههای آموزشی مانند یوگا، در پی نجات زندانیان است. اما با ورود ناگهانی میکل—مردی با گذشتهای تاریک که پیوندی عمیق با زندگی او دارد—به بند مجرمان خطرناک، آرامش اوا به هم میریزد. او در حرکتی پنهانی، تقاضای انتقال به بخش میکل میدهد و بر آن میشود تا عدالت را به شیوهای شخصی و انقلابی اجرا کند.


